تبليغاتX
گروه عشق

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 11:27  توسط مهروص  | 



I don't mind where you come from
As long as you come to me
I don't like illusions I can't see
Them clearly

I don't care no I wouldn't dare
To fix the twist in you
You've shown me eventually
What you'll do

I don't mind...
I don't care...
As long as you're here

Go ahead tell me you'll leave again
You'll just come back running
Holding your scarred heart in hand
It's all the same
And I'll take you for who you are
If you take me for everything
Do it all over again
It's all the same

Hours slide and days go by
Till you decide to come
And in between it always seems too long
All of a sudden

And I have the skill, yeah I have the will
To breathe you in while I can
However long you stay
Is all that I am

I don't mind...
I don't care...
As long as you're here

Go ahead tell me you'll leave again
You'll just come back running
Holding your scarred heart in hand
It's all the same
And I'll take you for who you are
If you take me for everything
Do it all over again
It's always the same

Wrong or right
Black or white
If I close my eyes
It's all the same

In my life
The compromise
I close my eyes
It's all the same

Go ahead say it you're leaving
You'll just come back running
Holding your scarred heart in hand
It's all the same
And I'll take you for who you are
If you take me for everything
Do it all over again
It's all the same 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 15:46  توسط پیمان  | 



رویاهای من در خوابند
چشم هایم در تب و تابند
آسمان مثل همیشه نیست
چراغ ستاره خاموش است
ابر با ابر هم آغوش است
باران اما می بارد
باران اما می بارد
در این شام سیه روی پاییزی
گیسوی مهتاب پیدا نیست
آرامش، گلی در باد است
عاشق فقط فرهاد است
ای شیرین تر از شیرین فرهاد
بعد از تو عشق هم مرد
باد، عاشقانه های دیرین را با خود برد
آه باران اما می بارد
و چه خوب خاطره هایم هنوز بیدارند
و چه بی پروا از غم دیروز بیزارند
ای شیرین تر از شیرین فرهاد
امشب یاد تو به دریای دلم طوفانی ست
امشب شعر من هم بارانی ست
....................
امید - سه شنبه 6 شهریور هشتاد و شش ساعت 12:30 شب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 0:28  توسط امید  | 



 
آموختم که : زندگي سخت دشوار است / اما من از او سخت ترم !
      - آموختم که : فرصتها هيچگاه از بين نميروند / بلکه شخص ديگري فرصت از دست رفته
        را تصاحب ميکند !
      - آموختم که : چشم پوشي از حقايق / واقعيت آنها را تغير نميدهد !
      - آموختم که : تنها کسي که مرا در زندگي شاد ميکند / کسي است که بمن ميگويد :
تو مرا شاد کردي !
      -آموختم که : مهربان بودن بسيار مهم تر از جنگجو بودن است !
      -آموختم که : خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد ! پس من نميتوانم همه چيز را دريک روزبدست آورم !
      - وبالاخره آموختم که :
         سکوت قدرت بي انتهاست ، عشق نا پيدا ، هستي نا آشنا و ديدن بي انتهاست !
 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:34  توسط مهروص  |